منو از ته دل از اون بوسا نمیکنی !!!!!!! - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:49
  یک روز مرگ را مثل روسری حریر سرم می کنم تو می خندی و می گویی:چقدر مردن به تو می اید 
سرد بودنم . . . - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:34
هی... سرد بودنم را . . . بگذار به پای گرم بودنت با دیگران . . .    
يادته...! - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:33
يادته گفتي من به تو نميام؟؟؟ باشه اصلا همون كه تو ميگي... ولي دمت گرم...! حداقل تو به خودت بيا...!!!  
همان بهترکه نیستی... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:32
هی پسر... مـن یک زنـــم... اما زخـمـی که به دلــم گذاشـتـی ... خـیلـی عمیق تــر از پـک های مــردانــــه ای ست ... که تـــو هر روز به سـیگـارتمیـزنــی  
داغونم کردی .... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:32
می دونی چی بیشتر از همه آدم رو داغون می کنه؟! اینکه هر کاری که در توانت هست براش انجام بدی... آخرش برگرده بگه : مگه من ازت خواستم.....      
گاهی سخت می شود... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:31
گاهی سخت می شود … دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تواز این همه "تنهایـــــــــــی" است  
روز بارونی...... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:30
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیش‌بینی‌اش را کرده بودی چتر آورده بودی من غافلگیر شدم سعی می‌کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند حوصله نداشتی سرم...
اشتباه از من بود!... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:30
میدونـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟ از تو نیــست!!!! اشتباه از "مــن" است... هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم "لبخنـــد" زدم فکر کردے درد ندارد "محکــــم تر" زدے..    
به جهنم..... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:29
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!!    
خوابم میاد.... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:28
خوابم میاد.... خیلی خوابم میاد... سرم رو پای عشقمه... خمار خوابم ... دارم بیهوش میشم... بعد از 5دقیقه بیدارم میکنه... میگه: پاشووو... پاشوووو... دلم برات تنگ شده... اگه پانشی قهر میکنما... بعدش از خواب شیرین پامیشم... میگه:حالا بوسم کن بعد بخواب! اونوقت بعد از اون بوسه تازه می فهمم خواب شیرین یعنی چ...
ای کاش ...... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:28
کاش من هم کسی را داشتم ........ که با بستن چشمانم ....... حس قشنگ نگاهش را احساس میکردم ....... بوی نفسهایش را میشنیدم ........ کاش من هم کسی را داشتم ....... که حتی وقت نبودنم .... عاشقم باشد ........ کاش .....  
تنها در قلبمــــــــــ - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:27
  پذیرفته ام که تنها در قلبم میتوانم داشته باشمـتـــ و اینگونه با یادتــــ تلـخ اما با عشق زندگی میگذرد  
عشقـــــــــــــــــ... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:26
عشقـــــــــــــــــ... عشـــــق یــعنی حـتی اگـه بدونـــی نـمیخوادتــــــ بدونــــی نمیشـــــه, امــا نتـــونی ترکــشی کنـــی . . . نه خــــودشو , نه فکـــــرشو . . .    
خداحافظیــــــــــــــ..... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:25
هنوز دلخوشم به خدانگهدارت اگر نمیخواستی برگردی ، اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد.....    
غریبهـــــــــ.... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:25
یک شب یک غریبه میاد میشه همه کَست … و یک شب همه کَست میشه یک غریبه …    
مخاطب خاصــــــــ.... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:24
مخاطب خاصــــــــ.... روزیـــــ مخاطبــــ تمامــــ جملاتتـــــــــــ منــ بودمـــ؛ نمیدانیــــ چهـــ درد سختــــــی استـــ خلعــ مقامـــ شدنـــــ.... نمیدانیـــــ چهــــ سختـــ تر استـــــ دیدنـــ ترفیعـــ گرفتنـــ دیگریـــــ.....    
دوستتــــــــ دارمـــــــــــ - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:23
کلـــ ــــــــ دنیــــ ــــــا هم بگوینــد دوستــــــــتــــ دارند،فایده ندارد....... امـــــــــ ـ ـ ـ ــــــــا دوستـــتـــــــ دارم های تو چه غوغایی میکننـــــــــد..........    
بی عنوانـــــــــ.... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:23
ی عنوانـــــــــ....   قدش به "عشقـــــــ" نمیرسید؛ "غــــــــــــــــــــــــرور"م را زیر پا گذاشت تا برسد........  
......:(..... - تاریخ: 1392/7/9 ساعت: 23:22
ای دل! شدی سنگ صبوری برای همـــــــــــه. همیشه شریک دردهایشان بودی و همنشین دل خرابشان.. همیشه لحظه های تنهاییشان با تو تقسیم می شد و بغض های گلوگیرشان با گریه بر شانه های تو جاری می شد.   ولی کـــــــــــــــاش می دانستند درد تو کمتر نیست، حال تو بهتر نیست.. کـــــــــــاش می توانستی فریاد بزنی که...